جعفر شهرى باف

145

طهران قديم ( فارسى )

صحنه‌سازيى بوده كه آجيل‌فروش دستورات او را دقيق به كار ببرد و به خر بفهماند كه دوستش دارد ! همان دوستىيى كه به هر كس اظهار كند برايش طاقچه بالا گذارده خودش را گرفته پشت چشم نازك مىكند ! عطارى سليمان ميرزا وزير فرهنگ ! بعد از آجيل‌فروشى بازار كنار خندق عطارى سليمان ميرزا وزير فرهنگ بود كه پس از كنار گذاشته شدن از وزارت به دهن‌كجى دولت دكان عطارى باز مىكند و دليل اين كار او هم اين بوده كه به وى تكليف مختلط كردن مدارس مىشود كه نپذيرفته ميگويد هنوز تمدن ايرانى به آن پايه نرسيده كه دختر و پسر را با هم در يك جا جمع بكنند و او نيز نميتواند مظلمهء اين كار را قبول بكند ، و چون از او سؤال مىشود پس هرگاه از شغل معاف بشوى چه ميكنى ؟ ميگويد : بقالى ، عطارى ، براى يك لقمه نان در دنيا را نبسته‌اند و تا آنكه گفته خود را ثابت كند و بفهماند كه اگر وزيرى چنين شغل‌ها اختيار بكند آسمان به زمين نميآيد دكانى در اين بازار خريده ، شاگرد گذارده عطارى باز مىكند . ميرزا على اكبر خان داور وزير ماليه رضا خان نيز از اين جمله وزرا بود كه چون تهيهء قوانين مالياتهاى متعدد از او خواسته مىشود ميگويد : من بيش از اين نميتوانم خون مردم را در شيشه كرده براى خود لعن ابدى همراه بكنم : و چون رضا شاه به او ميگويد حالا كه نميتوانى بمير ، از همانجا به خانه آمده انتحار مىكند . كاروانسراى سقاباشى كاروانسراى سقاباشى كه هنوز هم به همين نام شناخته مىشود ، كاروانسراى دوقلويى است در ابتداى همين بازار يعنى بازار كنار خندق ، طرف شرق مقدارى از سنگكى پايين‌تر كه ابتدا محل ورود كاروانيان و مال‌بندان ايشان بود و بعدا به صورت سراى تجارتى درآمده بود . كاروانسراهاى تهران عموما از دو قسمت مجزا تشكيل مىشدند كه قسمت جلو و حجرات آن محل فرود آمدن مسافران و آسايش ايشان و قسمت دوم جاى دواب و چهارپايانشان كه تا تاريخ مورد ذكر هنوز اين اصول مخصوصا در اين